يعنى : آبها كه در درون حوض زندانى است ، باد آن آب را هلاك كرده ، هوا مىگرداند و آن هوا را به سوى معدن آن هوا مىراند كه آن معدن جنس و اصل آن هواست و آن معدن كرهء هوائى است .
[ 881 ]
آن « 1 » نَفَس ، جانهاى ما را همچنان * اندكاندك دزدد از جنس جهان
مراد از نفس و دم كلمات و كلام است ؛ يعنى كلمات و كلام ما را جان ما به طريق هديه و تحفه مىبرد و از آن عالم بالا مثل آن كلام دوچندان به سوى ما نازل مىشود كه بدان نور كلمات لوح خاطر ما منوّر شده ، كلمات فصيح و نكات دقيق و مليح بر صفحهء اظهار مرتسم مىگردد .
[ 882 ]
تا إليه يصعد أطياب الكَلِم * صاعداً منّا إلى حَيثُ عَلِم 8
مىروند كلماتى كه پاكند به جايى كه عالم آن جاى ذات حق است ، نه بنده .
[ 883 ]
ترتقى أنفاسنا بالمُنتقى * مُتحِفاً منّا إلى دار البقا
بالا مىروند انفاس ما به استعانت عمل تازه در حالتى كه تحفه كرده است آن انفاس از جانب ما به سوى دار بقا .
[ 884 ]
ثمّ تأتينا مكافاتُ المَقال * ضِعف ذلك رحمةً « 2 » مِن ذِى الجلال
پستر مىآيد براى ما جزاى آن كلمات و كلام دوچندان از جانب ذو الجلال و الافضال .
[ 885 ]
ثُمّ يُلجِينا إلى أمثالها * كَى يَنال العبدُ ممّا نالَها
پستر « 3 » مضطرّ و بىاختيار مىگرداند حق تعالى ما را به سوى اظهار كردن امثال « 4 » آن كلمات را كه مثل آن كلمات را « 5 » باز ظاهر مىكنيم « 6 »
/ B 5 /
و به زبان مىآريم تا باز برسد بنده
هامش
( 1 ) . ش : و اين .
( 2 ) . س : رحمته .
( 3 ) . ش : - تر .
( 4 ) . ش : مثال .
( 5 ) . ش : - را .
( 6 ) . س : مىكنم .