تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 9

مساهمون:

ص٩
طلب « 1 » پناه و اظهار آن طلب براى اطاعت امر
ادْعُونِي
« 2 »
أَسْتَجِبْ لَكُمْ
واقع شده است . [ 72 ]
آن خيالاتى « 3 » كه دامِ اولياست * عكسِ مهرويانِ بُستان خداست
يعنى : آن خيالات كه دام و پايبند اولياست كه اولياء اللّه در آن خيال شيفته و مبتلايند ، آن خيال عكس مهرويان است ؛ يعنى عكس صور علميهء حق است كه آن خيال صادق و بر حق است كه آن خيال الهام و وحى دل است ، به‌خلاف خيالات اهل نفس و هوا كه خيال آنها سراسر فاسد و باطل است . [ 206 ]
كاشكى آن ننگ بودى يك سرى * تا نرفتىبَرْ وى آن بَدْ داورى
يعنى : كاشكى عشق آن كنيزك بر زرگر - كه محض به رنگ و بوى است كه مجازى محض است - ننگ يك سرى بودى ، چنانچه آخر حال ننگ شد ، اوّل حال ننگ بودى تا آن كنيزك بر آن زرگر عاشق نشدى تا بر آن زرگر بد داورى نرفتى . [ 395 ]
شمّه‌اى زين حالِ عارف وانمود * خَلق را هم خواب حسّى در ربود
يعنى : شمّه‌اى از حال عارف كه فارغ از سود و زيان است و غافل از ياد اين و آن است ، بر مخلوقات ديگر ظاهر شد و پرتو انداخت تا بدان پرتوى عارف حق « 4 » ، خلق را خواب حسّى در ربود كه آن خواب حسّى پرتويى از حال اولياست كه در آن خواب فارغ از ياد هر دوسر است .

تخليط وزير در احكام انجيل 5

[ 467 ]
در يكى گفته كه جوع و جودِ تو * شرك باشد از تو با معبودِ تو
مراد از « جوع » عدم اكل و شرب است .
هامش
( 1 ) . ش : + و . ( 2 ) . س : ادعوا . ( 3 ) . ش : خيالات . ( 4 ) . ش : - حق .