أصلها ثابت و فرعها فى السماء » : « آيا نديدى خداى چگونه براى گفتار پاكيزه ، درخت پاكى را مثال زد كه ريشهاش استوار و شاخهاش در آسمان است ؟ »
( 169 ) اشاره است به اين حديث نبوى كه مىفرمايد : « أ لا اخبركم بأهل الجنّة كلّ ضعيف متضعّف لو أقسم على اللّه لا أبرّه » : « آيا به شما خبر ندهم از اهل بهشت ؟ اهل بهشت هر ناتوان ناتواننماست كه اگر به خدا سوگند خورد ، آن را نمىشكند » نگر : احاديث مثنوى ، ص 103 ؛ أسد الغابة ، ج 1 ، ص 360 ؛ تاج العروس ، ج 12 ، ص 337 ؛ التاريخ الكبير ، ج 3 ، ص 93 ؛ التخويف من النار ، ص 273 ؛ تفسير ابن كثير ، ج 4 ، ص 431 ؛ تفسير البغوى ، ج 4 ، ص 378 ؛ تفسير القرطبى ، ج 18 ، ص 233 ؛ تهذيب الكمال ، ج 28 ، ص 233 ؛ الديباج على مسلم ، ج 6 ، ص 192 ، 193 ؛ رياض الصالحين ، ص 176 ؛ سنن ابن ماجه ، ج 2 ، ص 1378 ؛ سنن الترمذى ، ج 4 ، ص 116 ؛ السنن الكبرى ( بيهقى ) ، ج 10 ، ص 194 ؛ السنن الكبرى ( نسائى ) ، ج 6 ، ص 497 ؛ شرح مسلم ، ج 17 ، ص 181 ، 186 ؛ صحيح ابن حبان ، ج 12 ، ص 492 ؛ صحيح البخارى ، ج 6 ، ص 72 ؛ ج 7 ، ص 224 ؛ صحيح مسلم ، ج 8 ، ص 154 ؛ مجمع الزوائد ، ج 10 ، ص 265 ؛ مسند أحمد ، ج 4 ، ص 306 و . . . .
( 170 ) شش سال پس از هجرت ، در ماه ذوالقعده ، رسول خدا ( ص ) به همراه 1500 تن از مسلمانان مدينه براى اداى مناسك حج به سمت مكّه حركت كرد . قريش ، خالد و عكرمه را براى منحرف كردن پيامبر ( ص ) فرستادند . حضرت در محلّى به نام حديبيّه فرود آمد و بدانها اعلام داشت كه قصد جنگ ندارد ، بلكه براى زيارت خانهء خدا آمده است . امّا آنها نپذيرفتند . سرانجام عهدنامهاى تنظيم و به امضاى طرفين رسيد . مفاد اين عهدنامه گرچه در ظاهر به سود كفّار قريش بود ، امّا در نهايت به پيروزى مسلمانان انجاميد .
شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 440
مساهمون: على اوجبى
ص٤٤٠