« عرض در دو زمان باقى نمىماند » بدان اشاره كرد . بنابراين قاعده ، اعراض در جهان هستى بقا ندارند و پيوسته در حال تغيير و تبدّل و نوشدناند . اين قاعده از سوى بيشتر حكما و فلاسفه سخت مورد انكار قرار گرفته است .
( 17 ) اشاره است به آيهء 35 سورهء بقره :
وَ قُلْنا يا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَ كُلا مِنْها رَغَداً حَيْثُ شِئْتُما وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمِينَ :
« و گفتيم : اى آدم ! به همراه همسرت در بهشت منزل گزينيد و از هرآنچه خواهيد بخوريد و نزديك اين درخت نشويد كه از ستمكاران خواهيد بود . »
مقصود مولانا از « نهى » عبارت « لا تقربا » يعنى « نزديك نشويد » است . برخى از مفسّران بر آناند كه اين نهى تحريمى است ؛ يعنى حضرت آدم ( ع ) بايد متعلّق آن را ترك مىكرد . امّا چون ارتكاب آن ، گناه صغيره بود ، سهوا مرتكب شد .
شمارى نيز بر اين باورند كه نهى يادشده تنزيهى است ، يعنى ترك متعلّق آن مستحب بود و ترجيح داشت و گناه نبود . زيرا پيامبران معصوماند و مرتكب گناه نمىشوند .
مولانا مىگويد : حضرت آدم ( ع ) مردّد بود كه آيا نهى براى تحريم است يا تنزيه ؟ وسوسهء نفسانى او را به تأويل آيه واداشت و نهى تنزيهى را بر نهى تحريمى ترجيح داد .
نكتهء ديگر آنكه در اينكه درختى كه حضرت آدم ( ع ) از خوردن ميوهاش نهى شد ، چه بود ؟
اختلاف است : بيشتر مفسّران از جمله مولانا آن را بر گندم حمل كردهاند و ديگران بر انگور و كافور و انجير . نگر : تفسير ابو الفتوح ، ج 1 ، صص 91 - 92 ؛ مجمع البيان ، ج 1 ، ص 36 ؛ التفسير الكبير ، ج 1 ، صص 455 - 457 و بيان السعادة ، ج 1 ، صص 45 - 46 به نقل از شرح مثنوى شريف ، ج 1 ، ص 458 .
( 18 ) « لا تتّخذوا الدوابّ كراسىّ » : « چارپايان را سرير خويش نسازيد » نگر : بحار الأنوار ، ج 14 ،