تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 376

مساهمون:

ص٣٧٦
بىستون است ؛ و مراد از « دلو » تن و بدن آن عارف است كه در چاه دنيا سعىكننده و علاج‌نماينده است براى برآوردن ذات يوسفان و مقبولان كه عبارت از طالبان حق‌اند و آن يوسفان و مقبولان چنگ طلب در دامن دلو تن اين عارفان و مرشدان زده‌اند تا اين‌ها را از اين چاه مانند وارد خلاص سازند . [ 4573 ]
دلوهاى ديگر از چه آب جو * دلوِ او فارغ ز آب اصحاب جو
يعنى : دلوهاى ديگر « 1 » كه عبارت از اهل دنيا باشند ، از چاه اين دنيا جويندهء آب و نان‌اند و دلو تن آن عارف فارغ از آب و نان است و فارغ از اصحاب كه آن اصحاب جويندهء نان و آب‌اند . تمام شد مسودهء چند ابيات مثنوى مولوى از دست اميدوار كرم كريم ، فقير حقير ، محمّد نعيم . « 2 »
هركه خواند دعا ، طمع دارم * زانكه من بندهء گنهكارم
* * *
شديم پير به عصيان و چشمِ آن داريم * كه جرمِ ما به جوانان پارسا بخشند غلام همّت آن عارفان باكرميم * كه يك صواب نبينند « 3 » و صد خطا بخشند « 4 »
هامش
( 1 ) . س : ديگران . ( 2 ) . ش : + بيت . ( 3 ) . س : نبيند . ( 4 ) . س : + تمت تمام شد به تاريخ چهارم شهر صفر سنهء . . . مطابق سنهء 1091 هجرى ؛ ش : + تمام شد بتاريخ 20 شهر محرم سنهء 36 جلوس سمت مأنوس به دستخط الرّاجى الى رحمة اللّه عبد اللّه بن شيخ لطف اللّه لاهورى . از اصل بمقابله رسيد .
شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 376 | على اوجبى / محمد نعيم