تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
[ 42 ]
آفتاب ار تركِ اين گُلشن كُنى « 1 » * تا كه تحت الارض را روشن كُنى « 2 »
يعنى : اگر آفتاب ظاهرى ترك گلشن اين بساط « 3 » زمين نمايد و در سير شب به سوى تحت الارض انتقال فرمايد ، لازم است ؛ چرا كه اشراق و روشنگرى او در جميع آفاق بىحركت و انتقال محال است ، به‌خلاف آفتاب معرفت انوار زير - اعنى مولانا شمس « 4 » تبريز - بىحركت و انتقال و بىطلوع و غروب بر بساط زمين و تحت الارضين كار او روشنگرى و نورگسترى است . [ 45 ]
مَطلعِ شمس 76 آى / A 43 / گر اسكندرى * بعد از آن « 5 » هرجا رَوى نيكوفَرى
يعنى : اوّلا در زير اشراق تربيت آفتاب معرفت درآى ، بعد از آن هرجا كه « 6 » خواهى انتقال فرماى ، خواه عزلت گزين خواه با خلق اللّه نشين كه « 7 » تربيت آفتاب در هر صحرا و در هر كنج جارى است . [ 46 ]
بعد از آن هرجا رَوى ، مشرق شود * شرقها بر مغربت عاشق شود
يعنى : بعد از آنكه در تربيت پير گذراندى ، هرجا كه روى ، در ترقّى و تزايدى كه عروجهاى ديگران بر نزول و غروب تو عاشق شود .
هامش
( 1 ) . ش : كند . ( 2 ) . ش : كند . ( 3 ) . س ، ش : بسيط . ( 4 ) . ش : شمس الدين . ( 5 ) . ش : ازين . ( 6 ) . ش : - كه . ( 7 ) . ش : + در .
شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 83 | على اوجبى / محمد نعيم