اى اخى ! دست از دعا كردن مدار * با اجابت يا رد اويت چه كار ؟
نان كه سد و مانع اين آب بود * دست از آن نان مىببايد شست زود
خويش را موزون و چست و سُخته كن * ز آب ديده نان خود را پخته كن
نور روى يوسفى وقت عبور * مىفتادى در شباك هر قصور
پس بگفتندى درون خانه در * يوسفست اينسو به سيران درگذر
زانكه بر ديوار ديدندى شعاع * فهم كردندى پس اصحاب بقاع
خانهاى را كش دريچه ست آن طرف * دارد از سيران آن يوسف شرف
هين دريچه سوى يوسف باز كن * در شكافش فرجه [ اى ] آغاز كُن
عشقورزى آن دريچه كردنست * كز جمال دوست سينه روزنست
پس هماره روى معشوقه نگر * اين به دست تست ، بشنو اى پدر !