پرش به محتوای اصلی

عرفان مثنوى ( فارسى ) — صفحه 426

پدیدآورندگان:

ص۴۲۶
چون شدى زيبا ، بدان زيبا رسى * كه رهاند روح را از بىكسى پرورش مر باغ جانها را نَمَش * زنده كرده مددهء غم را دمش نه همه ملك جهان دون دهد * صدهزاران ملك گوناگون دهد بر سر ملك جمالش داد حق * ملك تعبير بىدرس و سبق ملكتِ حسنش سوى زندان كشيد * ملكت علمش سوى كيوان كشيد شه غلام او شد از علم و هنر * ملك علم از ملك حسن استوده‌تر
پايان