در وجه تسميه و القاب اهدائى به ياران اخوان الصفا كه غالبا تخلص شاعران گرديده است .
يا رب اخوان صفا را ده نعيمى بىزوال * عمرشان ده بر سر عزّ روز و هفته ، ماه و سال
آن كسانى را كه دادى خود لقبهاى نكو * از ره الهام تا گردد دُرست آنها به فال
در ميانشان ، در ره خود الفتى بنهادهاى * تا به جمعيت ز نقص آيند تا اوج كمال
مىفرستم من دعائى سوى ايشان يك به يك * يا صبا تبليغ خواهد كرد ، يا باد شمال
بر زبان مىآورم بعضى از آن القاب را * بعض ديگر را به ايهام « 1 » آورم اندر مقال
مر هدى « 2 » را كن هدايت سوى اخلاق نكو « 3 » را روحى بده از نشئه عقل و منال * هم صلاح « 3 » و تقويت « 4 » را ده صلاح و تقوئى
هم نقا « 5 » و روح را ايمن كن از سوى مآل * آنچه مرجوّ رجاء « 6 » باشد به او انعام كن
ده نجاتت « 7 » را نجات از رنج وسواس خيال
هامش
( 1 ) - علامه : به الهام .
( 2 و 3 ) ) - هدى و روح ، علم الهدى محمد و معين الدين دو فرزند فيض كه شعرشان آمده است .
( 3 ) - ابو الصلاح محمد مؤمن بن ملا عبد الغفور برادرزاده فيض .
( 4 ) - تقويت : شناخته نشد .
( 5 ) - نقا : از ياران و شاگردان فيض شعرش هست .
( 6 ) - رجاء : حاجى عسگرى .
( 7 ) - نجات از شاگردان و شاعران كاشانى شعرش هست .