از بهر فساد و جنگ جمعى مردم * كردند به كوى گُمرهى خود را گُم
در مدرسه هر علم كه آموختهاند * فى القبر يضرهم و لا ينفعهم « 1 »
و بالجمله طائفهاى واجب و ممكن مىگويند و قومى علّت و معلول مىنامند و فرقهاى وجود و موجود نام مىنهند و من عندى را هرچه خوش آيد ، و ما متعلّمان كه مقلدان اهل بيت معصومين و متابعان شرع مبينيم ، سبحان اللّه مىگوئيم و اللّه را اللّه مىخوانيم و عبيد را عبيد مىدانيم ، قال اللّه سبحانه :
« إِنْ كُلُّ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ إِلَّا آتِي الرَّحْمنِ عَبْداً »
« 2 »
ترجمه :
« خداوند كه ستايش مر او راست گفت ، همهء آفريدگان آسمانها و زمين بسوى خداوند رحمان به گونهء بندهء فرمانبردار آمدند » نامى ديگر از پيش خود نمىتراشيم و بدانچه شنيدهايم قانع مىباشيم و شكّى در اين نيست كه در محكمات ثقلين از اين نوع سخنان كه در ميان اين طوايف متداول و اصطلاحاتى كه بر زبان ايشان متقاول است ، هيچ جز و اثر نيست و تأويل متشابهات ، همه كس را ميسّر نى ، بلكه مخصوص راسخين فى العلم است ، و هم المقرّون بجملة ما جهلوا تفسيره المعترفون بالعجز عمّا لم يحيطوا به . « 3 »
ترجمه :
« بلكه ويژهء راسخان در علم است و آنان نيز تماما به ندانستن تفسير آن اقرار داشته و به ناتوانى خود در احاطه به آن معترفند » قال رجل لامير المؤمنين صلوات اللّه عليه ، صف لنا ربّنا لنزداد له حبّا و به معرفة ، فغضب عليه السّلام ثمّ صعد المنبر فخطب خطبة جليلة فذكّر فيها ، فانظر ايّها السائل فما دلّك القرآن علية . من صفة فأتمّ به و استضئ بنور هدايته و ما كلّها و الشيطان علمه ممّا ليس عليك فى الكتاب فرضه و لا فى سنّة النبىّ 9 و
هامش
( 1 ) - گوينده نامعلوم .
( 2 ) - سورة مريم - آيت 93 . و ترجمهء متن : نيست آفريدهاى در همه آسمانها و زمين مگر بنده منقاد و فرمانبردار او ، چنين در تفسير صافى فيض آمده ذيل آيت .
( 3 ) - عبارت از فيض اما مفاد آيات قرآنى است .