تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 917

مساهمون:

ص٩١٧

( 519 ) جمال « 1 »

خورشيد روئى ، گرديد طالع * در دم نهان شد چون برق لامع
گر ايستادى آتش فتادى * هم در مدارس هم در صوامع
آن را كه ديدش طالع قوى بود * وان كو نديدش از ضعف طالع
اين ماه رويان كم‌رو نمايند * آن ماه چرخست كان هست شايع « 2 »
ز بس عزيزند از كس گريزند * ديدارشان را باشد موانع
مهر زمين را مه مه توان ديد * مهر فلك هست هر روز طالع
خورشيد رويان هرجا نباشد * خورشيد چرخست كان هست واسع
ساقى بده مى بيگانه‌اى نيست * از خويش رفتم ديگر چه مانع
بگذار اى فيض اشعار باطل * از حق سخن گو كان هست نافع

( 520 ) حق « 3 » اشارت به بارقات الهيّه

نجم خيالت گردد چو طالع * در چرخ آيند اهل صوامع
رو مىنمايد دل مىربايد * ليكن نپايد چون برق لامع
آن هم به وقتى بر نيكبختى * كو كرده باشد رفع موانع
گه دل ربايد گه جان فزايد * گه غم زدايد دارد منافع
دل‌خستگانيم بر خاك كويت * تا تو گر آيى بختست و طالع
بر درگه تو بهر شفاعت * جز تو نداريم خود باش شافع
ديگر نگويى اى فيض الّا * شعرى كه باشد ورد مجامع « 4 »
هامش
( 1 ) - عنوان از اصلى . ( 2 ) - چ پ ، چ ش : طالع . ( 3 ) - عنوان از اصلى . ( 4 ) - چ ش : اندر مجامع .