تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 749

مساهمون:

ص٧٤٩

( 299 ) حق « 1 »

به ياد يار در خلوت نشستم تا چه پيش آيد * ره اغيار را بر خويش بستم تا چه پيش آيد
چو ديدم پاى سعى خويش در ره بسته ، بگشادم * بسوى رحمت حق هر دو دستم تا چه پيش آيد
چشيدم در ازل يك جرعه از خمخانهء عشقش * هنوز از نشئهء آن باده مستم تا چه پيش آيد
بت من هستى من بود تا دانستم اين معنى * به نيروى يقين اين بت شكستم تا چه پيش آيد
گشودم از ميان خويشتن زنّار شيطان را * كمر در خدمت اللّه بستم تا چه پيش آيد
نديدم چون كسى را غير حق كارى تواند كرد * اميد از ما سواى حق گسستم تا چه پيش آيد
شكستم آرزوى نفس را در كام جان يك يك * ز دست نفس شيطان هر دو جستم تا چه پيش آيد
به قرص نان و خلقانى قناعت كردم از دنيا * ز حرص و آز و رنج خلق رستم تا چه پيش آيد
به صورت كار من شد پيش و در معنيش پس ديدم * ازين معنى به صورت پس نشستم تا چه پيش آيد
خجل گشتم ازين گفتار بىكردار و بس كردم * دهان خويش را چون فيض بستم تا چه پيش آيد
هامش
( 1 ) - عنوان از اصلى و بدون تفاوت در نسخه ه .
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 749 | الفيض الكاشاني / مصطفى فيض كاشانى