151
تا كى فياض ترك مستى تا كى * زاهد چو نيى توبهپرستى تا كى
اين بار گران زور دگر مىخواهد * عجز تو و طمطراق هستى تا كى
152
تا كى هدف بوده و نابوده شوى * ترسم در زير بار فرسوده شوى
تا چند به دوش خود كشيدن خود را * بردار ز خود دست كه آسوده شوى
153
اى آنكه به چهره كمتر از باغ نيى * در دل سيهى چو لالهء داغ نيى
از جَستن صيدى چو من از بند غمت * داغم من و داغم كه چرا داغ نيى
هامش
( 1 ) - ترطيب ، ترى در مزاج .
( 2 ) - نسخه : اين خاك به خون هر دو عالم ندهم . تصحيح قياسى .
( 3 ) - انداز - ق 6 / 1 .