تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان فياض لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 389

مساهمون:

ص٣٨٩

ساقىنامه

[ 1 « يا ساقى كوثر مدد » ]

بيا ساقى اسباب مى ساز كن * سر خُم به نام خدا باز كن خدايى كه گردون گردان ازوست * زمين تن و دانهء جان ازوست حكيمى كه گردون گردان نهاد * به خُم بدن بادهء جان نهاد زمين و زمان خرّم و نغز ازوست * چراغ خرد روغن مغز ازوست صراحى و جام و سبو مىكند * گِل خُم ، گِل ساغر او مىكند برآرندهء تاك از گلشن اوست * فروزندهء بادهء روشن اوست چراغ مى از تاك برمىكند * چنين آتش از خاك برمىكند به دستش بود عقل كل خامه‌اى * ازو هر دو عالم يكى نامه‌اى « * » به مشت گِلى جان نمايد عطا * به خاكى دهد جام گيتىنما اگر دشت و صحرا ، همه باغ اوست * وگر لاله و گل ، همه داغ اوست چه شمع و چه پروانه با روى او * چه مسجد چه ميخانه در كوى او به نام چنين قادرى بىنياز * در بستهء چاره را چاره‌ساز بيا قفل ميخانه را باز كن * جهان را به مى خوردن آواز كن
هامش
( * ) بيتهايى كه با ستاره مشخص شده از پيمانه نقل گرديد .