- ايده الله تعالى بتأييده فى الدارين - رسيد و پرتوش بر شبان ايمن اميد و امانى ، چون قبس طور در تيره شب آلام و كلفت حوادث ايام درخشيده ، پس به موجب « الا فتعرضوا لها » متعرض اطاعت آن بر نهج سمع و طاعت شده و روى عزم به مقتبس انوار فيض و اقبال آورد و چون به عزّ شرف صحبت مشرف شد و فىالجمله اطلاع بر بعضى از خصايص اخلاق آن خلاصهء آفاق يافت ، شكر و ستايش را مجال اهمال بىحال ديد و ملازمت دعاى مزيد توفيقش بر جميع امور گزيد و نشر مناقب آن كواكب ثاقب بر خود بلكه بر همگنان واجب دانست ، و بنا بر فحواى
« وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ »
« 1 » لازم آمد كه چندى از خصوصيات آن ذات حميده صفات ، در ضمن كلمات « 2 » به نوعى مندرج سازد كه سامعان به درك شيم مرضيه ديوان خجستگى و لوحهء ايوان فرخندگى راه يافته ، آن را دستور العمل سازند و به دعاى دولت دارين او پردازند و به موجب
« تِلْكَ عَشَرَةٌ كامِلَةٌ »
« 3 » ده فقره سخن از اخبار و آثار مذكور مىسازد . كه مشتمل است بر اصل صفات كمال انسانى « 4 » و كلام را به طريق تيمن و تبرك معنون مىدارد به استدلال ذوقى بر اندكى از مطالب حقيقى خوفا من الاطناب و من اللّه التوفيق و الاستعانة .
عنوان الكلام
بر مرآت ضمير ناقد بصير جلوهگر است كه شاهد دلايل عقليه با حريف « لم » و « لا نسلّم » دست در آغوش دارد و نازپروردهء « 5 » مطالب فكريه همواره حلقهء منع و اعتراض در گوش . پس نورسيدهء ادلّهء ذوقيه را به طريق اولى خالى از جمال بر چهرهء خيال توان نهاد و سادهروى حقايق حاليه را بر و سادهء قيل و قال جاى توان داد . لهذا قبل از مطالب ، مقدمه [ اى ] مذكور مىسازد در بيان كلياتى كه رفع اكثر منع و سؤالات وارده از بادى النظر كند ، در غايت اختصار . و به الحول و القوة
هامش
( 1 ) . ضحى ، 12 .
( 2 ) . حكايات خ ل .
( 3 ) . بقره ، 197 .
( 4 ) . اساس : كمال انسانى و كمال .
( 5 ) . نازپرورده فكرت .