تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
از آن « 1 » حال دل پرخون تباه است * كه عكس نقطهء خال سياه است [ 22 ]
خمخانه [ 23 ] : مجمع خمور تجليّات الهى و مهبط اسرار نامتناهى را گويند و آن قلب انسانى و حقيقت لطيفهء ربّانى باشد . بيت :
ما را ز خيال تو چه پرواى شراب است * خُم گو سر خود گير كه خُمخانه خراب است [ 24 ]
خم [ 25 ] : مرتبهء سرّى و لطيفهء روحى را گويند و بر مرتبهء احديّة الجمع هم اطلاق كنند . بيت :
صبغة اللّه هست خُمّ رنگ هو [ 26 ] * نقش‌ها هم رنگ گردد اندرو
خمر [ 27 ] : بر غلبهء عشق اطلاق كنند و بر بادهء تجلّيات كه مقارن انواع ملامت و توبيخ بود هم ، اطلاق نمايند « 2 » . نظم :
آنچه او ريخت به پيمانهء ما نوشيديم * اگر از خمر بهشت است و گر از بادهء مست [ 28 ]
خشم [ 29 ] : ظهور صفات قهرى محبوب را گويند ، اما وقتى كه مقتضى تنبيه و تربيت عاشق باشد .
هامش
( 1 ) . ب : زان ( 2 ) . ب : كنند