اكوار جلالى و ادهال جمعى نشئات يك يك متولّى قوّت ناطقهام كافل است و محاسبات عوالم اربعه بطريق اجمال در طومار سير من در اطوار مثبت شده علما و عينا ، زيرا كه علم من از علم محمّد صلّى اللّه عليه و آله است و حقيقت من حقيقت محمّدى صلّى اللّه عليه و آله است . كما قال ابن عباس - رضى اللّه عنه - : علىّ « 1 » علم علما علّمه ايّاه رسول اللّه و رسول اللّه علّمه اللّه تعالى فعلم النّبى صلّى اللّه عليه و آله من علم اللّه و علم على عليه السّلام من علم النّبى ( صلّى اللّه عليه و آله ) و علمى من علم على و ما علمى و علم اصحاب محمّد صلّى اللّه عليه و آله فى علم على عليه السّلام الّا كقطرة فى بحر رواها صاحب درر السّمطين ، و اللّه اعلم .
و قال عليه السّلام :
انا اللوح المحفوظ .
پوشيده نمانده كه چون سلسله ارتباط و تناسب فقرات اين خطبه با يكديگر در تقديم و تأخير در نظر فكر صافى صاحب فطنت ظاهر است به فىالجمله تأملى ، پس قصدا « 2 » للاختصار در صدد اظهار آن نمىآيد و نزد اهل تحقيق لوح محفوظ را شايد عبارت است از نفس كليه كه بانوى خانه عقل كلّ است و آن كدخداى خانه وجود عام مفاضّ است كه آن خانه نگارستان مهندس شئون الوهيّت است و اين نفس كلّيّه مربّى افراد عالم هيولائى است و حصول طبيعت كلّيّه اثر تربيت اوست اكنون اين پادشاه اقليم ولايت عليه السّلام مىفرمايد كه چون جميع اجزاى شخص من بحسب اقتضاى حقيقت من خواه اجزاى ملكى من و خواه اجزاء ملكوتى من همه در مرتبه كلّى « 3 » خود تحقّق دارند ، پس نفس من نفس كلّى است كه لوح محفوظ است كه جميع جزئيات وجودى بر وجه كلّى در آن مرقوم و ثبت « 4 » است همچنانكه عقل من عقل كلّ است كه امّالكتاب كتب وجودى است و چون دو مرتبه جمع اين شمع بزم الهى اتّحاد جزوى و كلّى تحقّق دارد پس از جزء خود به انا
هامش
( 1 ) - د : على علمه علما .
( 2 ) - د : قصد الاختصار .
( 3 ) - ر ض : كلّ .
( 4 ) - د : مثبت .