و قال عليه السّلام :
انا الحجر المكرّم الّتى « 1 » يتفجّر منه اثنتا عشرة عينا .
تأويل اين كلام به انحاء متنوّعه ميسّر است . لكن تأويلى كه أخصر و انسب الى المقام « 2 » و اقرب الى الافهام باشد اين است كه ، حجر مكرّم مرتبت احديّت ذاتيّه باشد كه اجزاى اسماء و صفات آنجا « 3 » منتجة التمايز و متماسكالاعتبارند ، كه چون كليم شأن الوهيّت به عصاى مشيّت آن را زده و دوازده « 4 » عين از آن منفجر شده ، چهار چشمهء جبروتى و چهار چشمهء « 5 » ملكوتى و چهار چشمهء « 6 » ملكى روان شدند .
اما چهار چشمهء جبروتى : اوّل حيات سارى در مجارى اشياء ، دوّم علم محيط بر تمام حقايق وجودى ، سيّم قدرت شامله ، چهارم اراده مخصّصه ، و اين چهار چشمه بسوى حياض عالم اسماء جارى آمدند .
و چهار ملكوتى : اوّل منبع ارواح ، دوم معدن عقول ، سيّم محتدّ « 7 » نفوس ، چهارم منشأ طبايع ، و اين چهار در جويبار عالم افعال روان گشتند .
و چهار ملكى : كيفيات اربعه كه جريان آنها در مرزوبوم عالم آثار بظهور پيوست يا آنكه مراد از حجر مكرّم مركز عالم باشد ، و دوازده چشمه : اوّل هيولى ، دوّم صورت ، سيّم عرش ، چهارم كرسى ، پنجم افلاك ، ششم اثير ، هفتم هوا ، هشتم آب ، نهم خاك ، دهم معدن ، يازدهم نبات ، دوازدهم حيوان ، يا اينكه حجر مكرّم حقيقت ولايت مطلقه « 8 » باشد ، كه از آن دوازده چشمهء « 9 » شخصى كه حضرت امير المؤمنين و يازده امام كه از اهل بيت طاهرينند ( عليهم السّلام ) بجويبار ظهور روان آمده . و اللّه اعلم .
هامش
( 1 ) - ر ض : اكرم الّتى .
( 2 ) - د : الى المقام است .
( 3 ) - د : منجمد .
( 4 ) - د : « دوازده » را ندارد .
( 5 ) - ر ض : « چشمه » را ندارد .
( 6 ) - ر ض : « چشمه » را ندارد .
( 7 ) - د : نفس و نفوس .
( 8 ) - د : « مطلقه » را ندارد .
( 9 ) - د : « چشمه » را ندارد .