تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح خطبة البيان ( فارسى ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
به بزمگاه نظر هر زمان كه بنشستم * جهان پير ز كوى تو نوجوان رسدم بر آستان تو چون فِكر سر نهد به سجود * به هوش زمزمه ذِكر عرشيان رسدم ز بطن مادر تحقيق در كنار يقين * محبّت تو و ايمان تو امان رسدم چو هست پايهء قَدَرت برون ز حيطه عقل * كجا به داعيه مدح تو بيان رسدم مرا به حوصله دانش اين‌قدر گنجد * كه از تخيّل تو صورت جهان رسدم تو مبتدائى و عالم خبر ، دليلم اين * كه در حديث تو سر تا به پا زبان رسدم خطيب منبر گلبن منم در اين روضه * كه رَمزگوئىام از خطبة البيان رسدم چه حاجتست مرا عرض حال خود كردن * چو راز سينه بسمع خدايگان رسدم ز روزگار نگويم گرم رسد المى * چو جبر آن ز موالات خاندان رسدم بگفتى از لب جودت نواز « فانى » را * كه گوى چرخ به پابوس صولجان رسدم چو يافت ترجمه خطبة البيان انجام * ز جزء جزء بدن شِكّرين زبان رسدم