تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح خطبة البيان ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
ز خانقاه وِى آن صوفيم كه از گردون * به شب مرقّع و در صبح طيلسان رسدم رسم به حدّ كمال از دو هفته همچو هلال * ز سفره كَرمَش فيض استخوان رسدم جهان تصوّر من مىكند كه مهر على عليه السّلام * به چاشنى به دلش از دل طپان رسدم نسيج فطرتم از تاروپود مهر على عليه السّلام است * كجا تصرّف مهتاب در كتان رسدم جهان نگين وجود است و نقش معكوسش * به مُهر مِهر على عليه السّلام راست بر نشان رسدم زهى مهندس نقاش خانهء ابداع * كز آشكار تو دانستن نهان رسدم توئى بيان وجود و توئى عيان شهود * نشان دَهم چو ز اهل زمان امان رسدم الف‌شناس كتاب توام در آن مكتب * ندارم ار چو الف هيچ از تو و آن رسدم مرا كه مردم چشم دِلست نقطه باء * هزار نكته برآيد كه از دهان رسدم به پيش ديدهء دوران كه هست آينه‌ام * ز انطباع تو ترجيح بر جهان رسدم بهشت عالم قدس است خاطرم گاهى * كه بوى درك تو از جان همگنان رسدم
شرح خطبة البيان ( فارسى ) — صفحة 148 | محمد بن محمود دهدار شيرازى / محمد حسين اكبرى ساوى