حكايت
ابن اعثم گويد : اين دو بيت نظم عبد اللّه بن بديل « 1 » ورقاء خزاعى است كه در روز قتل خويش گفته و معاويه در شأن او گفت : « للّه درّه و درّ أبيه ، أما و اللّه لو استطاعت نساء خزاعة أن تقاتلنا « 2 » فضلا عن رجالها ، لفعلت . » « 3 »
ارشاد بتحمّل و شكيبائى و هدايت بطريق دانائى
كن للمكاره بالعزاء مقطّعا * فلقلّ يوم لا ترى ما تكره
فلربّما استتر الفتى فتنافست * فيه العيون و إنّه لمموّه
و لربّما اختزن الكريم لسانه * حذر الجواب و إنّه لمفوّه
و لربّما ابتسم الوقور من الأذى * و فؤاده من حرّه يتأوّه
تقطيع : پارهپاره كردن . و استتار : در پرده شدن . و تنافس : رغبت نمودن . و تمويه : تلبيس كردن . و اختزان : چيزى از بهر خويش در خزانه نگاه داشتن « 4 » . و تفويه : زبانآور گردانيدن « 5 » .
و الابتسام : دون الضّحك . و وقور : آهسته .
مىفرمايد : باش مر ناخوشيها را بصبر پارهكننده ، پس هرآينه اندك باشد روزى كه نبينى آنچه دشوار دارى . پس هرآينه بسيار در پرده شود جوانمرد ، پس رغبت كند درو چشمها و به درستى كه او هرآينه رواندوده « 6 » باشد . و هرآينه بسيار نگاه دارد بزرگوار زبان خود را از ترس جواب ، و به درستى كه او هرآينه زبانآور گردانيده باشد . و هرآينه بسيار تبسّم كند مرد آهسته از رنج ، و دل او از گرمى آن ناله كند « 7 » . س :
هرچند كه من بادهء غم مىنوشم * وز آتش غصّه هر نفس مىجوشم
چون وهم كنم كه دشمنان شاد شوند * از اهل زمانه حال خود مىپوشم
هامش
( 1 ) .E: + بن .
( 2 ) .C: يقاتلنا .
( 3 ) . فتوح 3 : 120 - 121 .
( 4 ) .G: در خزانه نهادن .
( 5 ) .E: زبان آوردن .
( 6 ) .A: روىاندوده .
( 7 ) .G: مىنالد .