فتح « 1 »
صوفيّه گويند چون اسم اللّه مقدّم است بر باقى اسما و ظاهرست در همه و مشتمل است بر همه ، مظهر اسم اللّه ، يعنى حقيقت انسانيّه ، مقدّم است بر مظاهر ساير اسما و ظاهرست در همه و مشتمل است بر همه . س :
آن روز كه اين سراى ويرانه نبود * مطلق اثرى از خم و خمخانه نبود
از بادهء عشق بود مستى ما را * وين طرفه كه يك ساغر و پيمانه نبود
س « 2 » :
آن روز كه آسمان به پرگار نبود * بر لوح وجود نقش اغيار نبود
ما مست و خراب چشم ساقى بوديم * جز ما مى عشق را خريدار نبود
س « 2 » :
روزى كه شراب ما به پيمانه نبود * در كوى شرابخانه بيگانه نبود
ما عين شراب و جام و ساقى بوديم * وان روز كسى عاقل و فرزانه نبود
و باعتبار ظهور عين اشياست و باعتبار اشتمال كلّ است و اشيا اجزاى او . س :
آن مى كه درين قرابه پيدا شده است * گنجى است كه در خرابه پيدا شده است
از هستى ما كه هست مجموعهء كل * بر سقف جهان كتابه پيدا شده است
بنابراين قيصرى در شرح فصوص گويد : حضرت مرتضى در اثناى خطبه فرمود : « أنا نقطة باء بسم اللّه و أنا جنب اللّه الّذى فرّطتم فيه و أنا القلم و أنا اللّوح المحفوظ و أنا العرش و أنا الكرسىّ و أنا السّماوات السّبع و الأرض . » و چون صحو طارى شد و بعالم بشريّت بازگشت ، عذر آن خواست . « 3 » و امانت كه آسمان و زمين و جبال حمل آن نكردند و انسان حامل آن شد مظهريّت « 4 » اسم اللّه و جامعيّت جميع اسماست . ظ :
آسمان بار امانت نتوانست كشيد * قرعهء كار بنام من ديوانه زدند
و
خَلَقْتُ بِيَدَيَّ
« 5 » و
عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها
« 6 » اشارت به اين « 7 » جامعيّت باشد . س :
هامش
( 1 ) .E: حكايت .
( 2 ) .C: و له .
( 3 ) . شرح فصوص الحكم للقيصرىّ : 118 .
( 4 ) .C: مظهر به .
( 5 ) . ص : 75 .
( 6 ) . البقرة : 31 .
( 7 ) .E: برين .