تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح ديوان منسوب به امير المؤمنين علي بن ابي طالب ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 407

مساهمون:

ص٤٠٧
ليكن چه توان كرد كه در صبح ازل * بر لوح قدر قضا چنين راند قلم

مذمّت جمعى كه به صورت مردمند و به حقيقت حيوانات بىدمند

ما أكثر النّاس لا بل ما أقلّهم * و اللّه يعلم أنّى لم أقل فندا إنّى لأفتح عينى حين أفتحها * على كثير و لكن لا أرى أحدا
فند ( بفتح فاء و نون ) : دروغ . مىفرمايد : چه بسيارند مردم « 1 » ، نه بلكه چه كمند ايشان ، و خدا مىداند كه من نمىگويم دروغ را . به درستى كه من هرآينه مىگشايم چشم خود را ، آن زمان كه مىگشايم آن را ، بر بسيارى ، و ليكن نمىبينم هيچ يكى را . س :
امروز كه قحط فضل و احسان باشد * نقصان و كمال خلق يكسان باشد هرچند « 2 » به اطراف جهان گرديديم « 3 » * يك فرد نديديم « 4 » كه انسان باشد

تنبيه بر مفارقت و جدائى از ياران منافق و ريائى « 5 »

من لم يردك فخلّه لمراده * لا تحزننّ لهجره و بعاده
تخلية : رها كردن . و هجر : از كسى « 6 » بريدن ( از اوّل ) . و مباعدة و « 7 » بعاد : از كسى دور شدن . مىفرمايد : هركه نخواهد ترا ، پس رها كن او را بمراد او ، اندوه مكش براى بريدن او و دور شدن او . س :
آن دم كه كسى سلسلهء شوق گسيخت * وز قيد محبّت و وفاى تو گريخت در باب صفا و مهر او سعى مكن * ديگر نرود به كوزه هر آب كه ريخت
هامش
( 1 ) .C: - مردم . ( 2 ) .E: + كه . ( 3 ) .E: گرديدم . ( 4 ) .E: نديدم . ( 5 ) .A: منافق زبايى ،CG: منافق ريائى . ( 6 ) .CG: - از كسى . ( 7 ) .CG: - مباعدة و .