بيان توقّف جميع امور بر امر غفور شكور
إذا لم يكن عون من اللّه للفتى * فأكثر ما يمنى عليه اجتهاده
منى : تقدير كردن ( از ثانى ) . و اجتهاد : كوشيدن .
مىفرمايد : چون نباشد يارى از خدا « 1 » مر جوانمرد را ، پس بيشتر چيزها كه اندازه مىكند واقع مىشود برو اجتهاد آن ، نه براى او « 2 » . س :
چون هستى هرچه هست از نور خداست * بىحكم خدا نمىشود چيزى راست
تدبير تو گر خلاف تقدير و قضاست * دانند محقّقان كه بىشبهه خطاست
بيان آنكه امور بر وفق تقدير رحمن است نه بر نهج تدبير انسان
لو كانت الأرزاق تجرى على * مقدار ما يستأهل العبد
لكان من يخدم مستخدما * و غاب نحس و بدا سعد
و اعتدل الدّهر إلى أهله * و اتّصل السّؤدد و المجد
لكنّها تجرى على سمتها * كما يريد الواحد الفرد
استئهال : سزاوار شدن . و خدمة : مصدر از اوّل ؛ و استخدام : خدمت خواستن . و نحس :
بداختر . و سعد : نيكاختر . و اعتدال : راست شدن . و اتّصال : پيوسته شدن . و سمت : راه راست . و فرد : يگانه .
مىفرمايد : اگر بودى روزيها كه جارى بودى بر اندازهء آنچه سزاوار باشد بنده آن را ، هرآينه بودى كسى كه خدمت مىكند خواهندهء خدمت ، و غايب شدى بداخترى و پيدا شدى نيكاخترى . و راست شدى روزگار باهل خود و پيوسته بودى مهترى و بزرگوارى .
ليكن روزيها جارى مىشوند بر طريق خود ، چنانچه « 3 » مىخواهد يكتاى يگانه . س :
گر روزى من بفضل بودى و كرم * هرگز نشدى بر دل من غصّه رقم
هامش
( 1 ) .C: خداى .
( 2 ) .E: اجتهاد نه براى آن .
( 3 ) .CG: چنان كه .