هجرت ميان مهاجرين و انصار به مدينه عقد مؤاخات فرمود ، به مرتبهاى كه از يكدگر ميراث برند و بر ذوى الأرحام مقدّم باشند و بعد از غزاى بدر آيت
وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ
« 1 » نازل شد و حكم مؤاخات در ميراث انقطاع يافت . و هريك از مهاجرين و انصار چهل و پنج كس بودند و بعضى گويند صد و پنجاه . و مرويست كه ابو مرثد را با عبادة بن صامت برادر ساخت و مصعب بن زبير « 2 » را با زيد بن حارثه و طلحه را با سعد « 3 » بن ابى وقّاص و عبّاس بن عباد را با عثمان بن مظعون و عبد الرّحمن بن عوف را با عثمان بن عفّان و معاذ بن جبل را با عبد اللّه بن مسعود و خبّاب بن صخر را با مقداد بن اسود و ابو ذرّ غفارى را با سلمان . و ترمذى از ابن عمر روايت كند كه چون پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و سلّم ، عقد مؤاخات ميان مهاجرين و انصار فرمود « 4 » ، على آمد و اشك از « 5 » ديدهء او روان بود و « 6 » گفت : « آخيت بين أصحابك و لم تؤاخ بينى و بين أحد . » پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و سلّم ، فرمود : « أنت أخى فى الدّنيا و الآخرة . » « 7 » و امام نووى در تهذيب الأسماء « 8 » نزد بيان زبير تصريح فرموده كه عقد مؤاخات دو نوبت بوده : اوّل در مكّه ميان مهاجرين ، و ثانى اينكه مذكور شد .
و مصراع رابع اشارتست بذكر حضرت رسالت ، صلّى اللّه عليه و سلّم ، در فصل نهم از سفر اوّل تورات و در فصل يازدهم « 9 » و فصل بيستم از سفر پنجم تورات و در فصل بيست و دوم از كتاب اشعيا « 10 » . و تفصيل آن در بيان آيت
يا بَنِي إِسْرائِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ
« 11 » از تفسير كبير امام فخر الدّين « 12 » مسطورست . و در زبور داود خطاب به حضرت رسالت هست كه « رحمت بر لب و « 13 » دندان تو فايض باد ، و بركت تو تا ابد پاينده باد ؛ شمشير حمايل كن ، كه حمد و بهاى تو غالب است ، و سخن حقّ بگو ، كه ناموس و شريعت تو مقرون به هيبت و قوّت و نصرت « 14 » خواهد بود و مجموع امم مسخّر تو خواهند
هامش
( 1 ) . الأنفال : 75 .
( 2 ) .CG: عمير .
( 3 ) .E: باسد .
( 4 ) .E: + و .
( 5 ) .E: + دو .
( 6 ) .E: - و .
( 7 ) . ترمذى : 3654 .
( 8 ) . تهذيب الأسماء 1 : 194 .
( 9 ) .E: پانزدهم .
( 10 ) . همهء نسخ : شعيا .
( 11 ) . البقرة : 40 .
( 12 ) .E: امام فخر رازى .
( 13 ) .B: لب تو .
( 14 ) .E: نصرة و قوة .