شرح
( 492 ) . مقصود ، شاه نور الدين نعمة الله ولى كرمانى ( 731 - 832 ق ) عارف و شاعر مشهور است . بنا بر ديوان موجود شاه نعمة الله آنچه مىتواند ، ابيات تبادكانى شرح آن ابيات باشد مثنويى است با اين آغاز :در الف نقطهاى است بنهفته * اول و آخر الف نقطهولى چنين مضمونى در قطعات آن ديوان ديده نشد و به احتمال ، ناميدن مثنوى به قطعه بر سبيل تسامح بوده باشد .
( 493 ) . بين « بروز » و « به روز » بنا به رسم الخط امروز جناس مركب و بنا به رسم الخط قديم جناس ناقص وجود دارد .
( 494 ) . مصراع مذكور نزديك به مضمون بيت ذيل از هاتف اصفهانى است :دل هر ذرّه را كه بشكافى * آفتابيش در ميان بينى( 495 ) . با جام ، باد پيمودن ، كنايه از كار بيهوده و لهو است . معنى بيت : آدمى كه بالقوه مظهر صفات جلال و جمال الهى است و جام جهاننماى ربوبى گاه به مصداق « يهدي من يشاء » در اين جام به مقتضاى فطرتش بادهء عبوديت نوشيده مىشود . يعنى مطابق فلسفه وجودى جام كه بادهگسارى است انسان نيز كه فطرتا مختص عبوديّت است به وظيفه اصلى خود كه عبوديت است قيام مىكند . و گاه به خلاف فطرت به مصداق « يضلّ من يشاء » در اين جام كه براى بادهگسارى وضع شده باد لهو و لعب مىپيمايد و دچار اضلال الهى مىگردند .
( 496 ) . مپاى از پاييدن به معناى محلّ دادن ، وزن نهادن و مهم شمردن مانند :تو چون نام نياكان را نپايى * برادر را و مادر را نشايى( ويس و رامين )
نمىپايد از پاييدن به معناى دير ماندن و جاودان بودن . كلمهء مولوى نيز ظاهرا تخلّص مولاناى تبادكانى است . و شايد كه به عنوان اسم مخاطب عام به كار رفته است . معنى مصراع : اى مولوى آنچه پاينده نيست تو نيز به آن اهميت مده و به حسابش نياور .
( 497 ) . اين حديث در عوارف المعارف به صورت ذيل نقل شده : « خمّر طينة آدم بيده أربعين صباحا » ( عوارف حاشيه احياء العلوم : 2 / 168 مرصاد العباد ، چاپ تهران ، ص 38 . احاديث مثنوى ، ص 198 ) .