شرح
( 473 ) . عما : كورى .
( 474 ) . در عبارت « شعور شاعر عشر معاشر بشر » جناس اشتقاق يا اقتضاب و صنعت واجآرايى وجود دارد . معناى عبارت : درك و فهم فهيم يك دهم گروه آدميان نيز در وادى فنا . . . .
( 475 ) .دل گفت مرا علم لدنّى هوس است * تعليمم كن اگر تو را دسترس است
گفتم كه الف ، گفت دگر هيچ مگوى * در خانه اگر كس است يك حرف بس است( عشقى به نقل از امثال و حكم دهخدا )اگر در سراى سعادت كس است * ز گفتار سعديش حرفى بس است( سعدى )
( 476 ) . رائق : خوب از هر چيز ( از منتهى الارب ) .
( 477 ) . معنى بيت : سخنان ما گونهگون است حال آنكه زيبايى تو يك چيز بيش نيست و تمام آن عبارات گونهگون به همان يك جمال اشارت دارند .
( 478 ) . عبارت برگرفته است از حديث شريف نبوى : « إنّ لربكم فى أيام دهركم نفحات ألا فتعرّضوا لها » ( حلية الأولياء 1 / 221 . 3 / 162 ؛ احياء العلوم 1 / 134 ؛ احاديث مثنوى 20 ) .
( 479 ) . طامات : معارفى است كه در اول سلوك بر زبان سالك جارى مىگردد . خواجه عبد الله گويد : « طامات سخنى باشد نامفهوم ، يا كنايتى نامعلوم ، و عبارت از داشتن يا نشان از پنداشتن است كه خلق از آن عاجز باشد و عقل در آن معجز باشد و فؤاد در آن متحيّر گردد . يا سخنى باشد از عيان بىشرح و بيان . بشناسد آنكه با راه باشد يا از آن معنى آگاه باشد . و سخنى باشد كه از وجدى صادر شود و گوينده نه حاضر باشد . ( رسائل : 140 ، به نقل از فرهنگ اصطلاحات عرفانى ) بين طامات و تامات جناس لفظ يا لفظى وجود دارد .
( 480 ) . بين گنج و گنج جناس محرّف وجود دارد . گنج دوم مصدر مرخّم گنجيدن .
( 481 ) . لحد فى دين الله : برگشت از دين خدا ( منتهى الارب ) لاحد : برگشته از دين خدا .
( 482 ) . إنجاح : برآمدن حاجت و برآوردن آن . ( لازم و متعدى ) .
( 483 ) . مقصود عفيف الدين على تلمسانى است كه در مقدمه در باب آن سخن رفت .
( 484 ) . مبتغا : مطلوب .