اربعين نشست و مقاصد معنوى بسيار حاصل كرد .
صاحب روضة السلاطين « 1 » گويد كه امير علىشير در شرح احوال او رسالهاى جداگانه نگاشت . و مولانا حسين واعظ كاشفى كتاب بدايع الافكار و صنايع الاشعار را به نام او نگاشته . با وجود اينكه سلطان حسين ميرزا كل امور سلطنت خود را به اختيار او گذاشته بود ، دامن همت بر همه افشانده ، به خدمت مولانا محمد تبادكانى رفته ، چند اربعين نشسته و مقاصد معنوى بدست آورده ، اما در ايام رندى وثاقش در ميان رندان خرابات بوده و آن كار را از او پرشورتر كسى نكرده « 2 » .
مولانا محمد حيرانى
از ديگر مريدان وى مولانا محمد حيرانى است و گلزار ابرار « 3 » در باب او گويد :
« درويشى لاابالى و فقيرى سرمست بود ، توفيق ازلى به خدمت مولانا محمد تبادكانى رهنمونى كرد چنانچه او [ را ] راهبر سلوك خويش گردانيد و چند چله به روشى كه تلقين نمود برآورده ، در گشايش به روى وقت گشود و از وطن گاه تا حجاز پياده و روزهدار راه دراز پيموده به سعادت طواف حرمين محترمين سربلند گشت » .
به گمان نگارنده اين مولانا محمد همان درويش محمد باشد كه گازرگاهى ياد كرده است « 4 » .
معاصرين
از ميان معاصرين تبادكانى كه وى با آنان معاشرت و دوستى داشته مىتوان دانشمند و صوفى شهير قرن 9 مولانا عبد الرحمن جامى ( م 898 ق ) را نام برد . در گلزار ابرار « 5 » داستان زير در باب ملاقات جامى و تبادكانى نقل شده است :
« گويند بارى حقايق پناهى ( جامى ) به ديدن او رفت ، در طاقچهء كلبه دو جلد كتاب
هامش
( 1 ) . روضة السلاطين و جواهر العجائب ، سلطان محمد فخرى هروى ، صص 90 و 91 ، طبع 1968 .
( 2 ) . روضة السلاطين و جواهر العجائب ، صص 90 و 91 .
( 3 ) . گلزار ابرار ، نسخه خطى ، گ 68 .
( 4 ) . مجالس العشاق ، ص 241 .
( 5 ) . گلزار ابرار ، نسخهء خطى ، گ 68 .