باز ، خلاص شدن از تكليفات « 1 » ترك عزم ، به معرفت آنكه خلاص شدن از اين علل به تسلسل مىكشد ؛ و خلاص به يكى از دو صورت دست دهد :
يا به عجز از تدارك يا معرفت علّت كه « العجز عن درك الإدراك إدراك » چنانچه شيخ الاسلام « 2 » قدّس سرّه مىفرمايد كه : عزايم ، ارباب خود را « 3 » ميراثى نمىگذارد گرامىتر از وقوف ايشان بر علّت عزم ؛ تا عجز خود ديده ، مغرور نگردند . « 4 »
صورت ديگر « 5 » آنكه در پرتو انوار تجليّات نيست و مضمحل گردند ؛ « 6 » تا نه عزيمت بينند و نه علّت و نه معلول . و تعريف عزم و درجات و اركان آن به لوازم عزم است كه از قوّت عزم و توجه به آن حاصل است ، تا مشكل ننمايد . « 7 » و اين مسامحه در اكثر « 8 » ابواب واقع است .
فصل
صورت عزم در « بدايات » عزم بر حفظ حدود شرع است . و در « ابواب » عزم سلوك به اجابت دواعى اماتت هوا . و در « معاملات » استجماع اسباب « 9 » استقامت . « 10 » و در « اخلاق » عزم طريق « 11 » فضائل و اجتناب از رذايل . و در « اصول » شروع در كار به انتظار لوائح كشف ، و غلبهء حال بر علم . و در « اوديه » روشنى راه به نور بصيرت . و در « احوال » عزم به قوّت شوق به جناب مطلوب ، با وجدان ذوق جمال محبوب . و در « ولايات » « 12 » عزم غربت از كائنات و استغراق در لوائح مشاهدات . و در « حقايق » عزم خلاص شدن « 13 » از عزم ، به معرفت علّت عزم . و در « نهايات » خلاص از عزم ، و ترك عزم به محو وجود و رسم .
هامش
( 1 ) . ع : تكلفات .
( 2 ) . ج : شيخ قدس سرّه .
( 3 ) . ج : ر .
( 4 ) . ج : نگردد .
( 5 ) . ع : - ديگر .
( 6 ) . ج : گرداند .
( 7 ) . ع : نماند .
( 8 ) . ج : كثر .
( 9 ) . ج : - عزم سلوك به اجابت دواعى اماتت هوا و در معاملات استجماع اسباب .
( 10 ) . ج : + و در .
( 11 ) . ج : طرق .
( 12 ) . ج : ابواب .
( 13 ) . ع : - شدن .