حق مر تو را و جملهء خلايق را از رسوم خلقيت به حقيقت خود ، به خود تسليم كرده است .
فصل
صورت تسليم در « بدايات » تسليم احكام شرعى است بىاعتراض . و در « ابواب » تسليم قوا است به احكام و « 1 » اذعان قبول آن . و در « معاملات » تسليم ما يزاحم العقول و يشقّ على الأوهام 245 . و در « اخلاق » اذعان مخالفت نفس و طبع . و در « اصول » تسليم قصد به كشف ، از جهت قوّت انس به حق . و در « اوديه » تسليم بصيرت و حكمت به همّت . و در « احوال » تسليم علم به حال ، از براى تقويت محبّت . و در « ولايات » تسليم رسم به حقيقت ، و انخلاع از صفات خلقيّت . و در « حقايق » تسليم معاينه به معاين و تسليم حيات به حىّ . و در « نهايات » تسليم ما دون الحق إلى الحق با سلامت از رؤيت تسليم .
هامش
( 1 ) . ج : + و .