« اوديه » تصفيهء باطن از ظلمت كون و تنوّر بصيرت به نور قدس . و در « احوال » اعراض از ما سواى محبوب و وحشت از غير مطلوب . و در « ولايات » وحشت از هرچه نام غيريّت بر وى افتد . و در « حقايق » رفع محاسن صفات از مزاحمت شهود ذات . و در « نهايات » نفى بقيّت به محو « 1 » رسم اثنينيّت .
باب الورع
قال اللّه تعالى :
وَ ثِيابَكَ فَطَهِّرْ
« 2 »
يعنى جامههاى خود را پاك دار به آنكه « 3 » كوتاه سازى تا از نجاست محفوظ ماند ، و از كبر و خيلا 194 كه نجاست باطنى است مصون باشد . و كوتاه داشتن جامه تا از اين دو محذور ايمن بود استقصا است در حذر ؛ و اين را ورع گويند . و كسى كه بر وى علامت صلاح بود « طاهر الثياب » گويند ؛ و آن را كه به خلاف اين بود « خبيث الثياب » گويند .
الورع توقّ مستقصى على حذر ، أو تحرّج « 4 » على تعظيم .
ورع ، احتراز بليغ است به استقصاى « 5 » تمام از چيزى كه حرام بود با « 6 » حذرى كامل كه ساير شبهات را شامل بود .
تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلا تَقْرَبُوها
« 7 » اشارت به احتراز از شبهات است كه نزديك به حرام است يا تجرّح و تضيّقى « 8 » است بر نفس كه عمل به اولى و احوط كند ، و از عزيمت به رخصت نرود . « 9 » يا « 10 » تعظيم و حرمت امر و آمر ، نه بر سبيل كلفت و ناخواهانى ، بلكه به رغبت و ارادت . توقّى ، ورع در منهيّات است و تحرّج ، ورع در مأمورات .
و هو آخر مقام الزّهد للعامّة ، و أوّل مقام الزهد للمريد .
هامش
( 1 ) . ع : به حق ، ضبط نسخه ج ( بمحق اثنينيت ) است كه بدل آن در هامش به صورت ( بمحو رسم ) نوشته شده است .
( 2 ) . المدثر / 4 .
( 3 ) . ج : بهآنك .
( 4 ) . ع : نخرج .
( 5 ) . ع : + علم .
( 6 ) . ج : يا .
( 7 ) . البقرة / 187 .
( 8 ) . ع : تضئيقى .
( 9 ) . ج : بزود .
( 10 ) . ج : با .