و تقصم « 1 » المعاين « 2 » بصدمة العزّة .
و درهم مىشكند اين هيبت ارباب معاينه را « 3 » به صدمت عزّت و قهر از امعان نظر و طلب رؤيت بصر . « 4 » و اين هر « 5 » سه مرتبهء كاملهء تامّه مغلوب هيبت « 6 » اجلال است .
فصل
صورت خوف در « بدايات » خوف موت است پيش از توبه . و در « ابواب » خوف از عقوبت به تصديق وعيد . و در « معاملات » از مكر و از « 7 » زوال لذّت حضور . و در « اصول » از فقدان لذّت انس و فتور عزم . و در « اوديه » از قصور همّت و بقا در جهل . و در « احوال » از زوال شوق و وجد . و در « ولايات » هيبت اجلال است به تجلّى عظمت . و در « حقايق » هيبتى كه مشاهد و معاين را مغلوب سازد . و در « نهايات » محو هيبت و هايب 177 در قهر تجلّى ذات .
باب الإشفاق
قال الله تعالى :
إِنَّا كُنَّا قَبْلُ فِي أَهْلِنا مُشْفِقِينَ
« 8 »
اصحاب نجات و ارباب درجات « 9 » در وقت مسألت « 10 » گويند : ما در دنيا در ميان قوم خويش از عقاب و عذاب ترسان بوديم .
الإشفاق : دوام « 11 » الحذر مقرونا بالتّرحّم . « 12 »
اشفاق ، دوام حذر است از مكروه با « 13 » ترحّم . گويند فلان بر فرزندان خود مشفق است ؛ يعنى ايشان را از مواقع خطر حذر مىفرمايد ؛ از جهت ترحّم بر ايشان . و گاه در
هامش
( 1 ) . ع : تقتصم .
( 2 ) . ج : المعاينة .
( 3 ) . ع : - را .
( 4 ) . ج : بطر .
( 5 ) . ج : - هر .
( 6 ) . ج : - هيبت .
( 7 ) . ع : - از .
( 8 ) . الطور / 26 .
( 9 ) . ع : - ارباب درجات .
( 10 ) . ج : مسئله .
( 11 ) . ج : دوم .
( 12 ) . ج : ( بالترحم ) در هامش استدراكا آمده است .
( 13 ) . ج : ما .