قُلِ انْظُرُوا ما ذا فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
« 1 » هان ! حجاب از ديده برداريد ، آنگاه ديده برداريد و اگر گوييد به كدام دست اين حجاب توان برداشت ؟ گويم به دست رياضت و مجاهدت ، شكم گرسنه داريد و ميان تن و زمين قالى حايل مسازيد تا در ملكوت بر دل شما بگشايند و السّلام على من اتّبع الهدى .
* * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
مكتوب 308 - [ دنيا نمايشى است براى امتحان و خانهء قرار غير اين است ]
من عبد اللّه قطب الى المكتوب اليه ( اما بعد ) .
داند كه دنيا نمايشى است براى امتحان و خانهء قرار غير اين است ، انديشه با كار خانه قرار دهد و فريفتهء اين نمايش نگردد ؛ دنيا گويد من هستم اما از وى قبول نبايد كرد و باور نبايد داشت ، هست درست آن باشد كه نيست نشود ، آنچه نيست مىشود هستنماى باشد ، نه هست ، و هستنماى براى فريب كودكان و بىخردان و سفيهان و گولان باشد . همچون مرواريد عملى كه كودك آن را مرواريد پندارد و چنانچه به مرواريد شاد باشند به آن شاد باشد ! امّا خردمند مجرّب حقيقتشناس ، مرواريد عملى به مرواريد نشمرد ( و ) دربند مرواريد حقيقى باشد كه به دست آورد ؛ همچنين وجود آخرت و « ما عند اللّه » وجود درست است و لهذا جاويد و سرمد باشد و نيستى به وى راه نيابد ، و وجود دنيا نمايش وجود است و حكايت وجود مىكند و هستى مىلوجاند ، امّا هستىاى كه به كارى آيد كجا و او كجا ؟
آدمى خام بىتجربهء بىوقت آن را به وجود خرد و عمر خويش در آن به كار برد و پندارد كه بر چيزى است ، امّا چون هست درست آشكارا شود و اين هستى در بر آن
هامش
( 1 ) . سوره يونس ، آيه 101 « بگو بنگريد كه در آسمانها و زمين چيست » .