منشرح نمىشود هم از اثر كورى مذكور است . عصمنا اللّه و اخواننا من مقته و عقابه و بلّغنا الى ما فيه جزيل ثوابه انّه ولىّ ذلك و هو حسبنا و نعم الوكيل .
* * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
مكتوب 289 - [ در معامله با اهل خلاف پيشدستى نكنند ]
( فصل ) در معامله با اهل خلاف پيشدستى نكنند و پشت ندهند « لا تتمنّوا لقاء العدوّ فاذا لقيتموهم فاثبتوا » و دربند اتمام مقصود خود باشند نه دربند انتقام كه كينه خواه مؤمنان ، خداوند ايشان است ، نه نفس ايشان ، اين كار به خداى باز گذارند و نفسانيّت را دخل ندهند ، تحملى كردن و فتنه گذرانيدن اولى است از تشفّى غيظى جستن و فتنهاى قائم كردن ، امّا به هيچ حال مقصود خود از دست ندهند و از انفاد حقّى كه برآنند عاجز نيايند « كان رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله لا يغضب لنفسه ، فاذا كان للّه قام به لا يردّه عنه بشىء » به حجّت و بيان مخالفان را الزام دهند و آنچه صميم حق است گويند ، اما حواشى ضايعه و كلمات سفيهانه كه اثر خفّت و طيش و غضب است و عادت اهل نفس ، نگويند ، و اگرچه مخالفان مثل آن گويند ؛ فانّ السّفيه لا يترشّح الّا بالسّفاهة .
و اگر فرضا اهل خلاف به منع حق - با آنكه بيّنه حق بر ايشان ظاهر كرده باشند - مشغول شوند و تكبّر جاهلانه ايشان را از انقياد مر حق ( را ) مانع آيد و در اين امر از زبان به اركان تجاوز نمايند ، البته صبرى كردن و فتنه گذرانيدن اولى دانند و به وجهى دفع ايشان كنند كه نه حق معمول به نگردد و نه فتنه قائم شود و اين را عقلى با كمال و صبر و احتمال در بايست است و تملّق رسميانه با اهل باطل نكنند كه شيطان به اين عمل شاد مىشود و دشمن خدا شاد مباد .
( وليّم شيخ الاخوان از قيام خطبه چون حاجت باشد احجام نفرمايند ) و باللّه