عدم حضور امّت در ميدان
امّت اسلامى ، نزديكترين امّت به رسالتهاى آسمانى است و مىتواند كانديداى نگهداشتن و ايستادن در برابر اين سقوط جهان باشد . متأسّفانه در صحنه حاضر نيست و هيچ مشاركت فعالى در رويدادهاى جارى اطراف خود ندارد . علىرغم اينكه خداوند - پاك و منزّه و متعال - اراده كرده است كه امّت اسلامى بر جهان گواه باشد اين امّت حتّى كارى نمىكند كه بر سرنوشت خويش مؤثّر باشد . خداوند بزرگ و بلند مرتبه در محكمات كتاب كريم مىفرمايد :
( وَكَذلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيداً ) « 1 » .
« و همچنين شما را امّت ميانهاى قرار داديم تا بر مردم گواه باشيد و پيامبر هم بر شما گواه باشد . . . »
اين دورى از صحنه چگونه روى داده است و اكنون اين مسلمانان كجايند ؟ كجايند آنان كه به محض اينكه يكى از زنان مسلمان از يكى از حاكمان يارى طلبيد ، لشكرى بس بزرگ ترتيب دارند كه تاريخ گواه عظمت آن است ؟ كجايند آنان كه احاديث رسول خدا صلى الله عليه و آله را در احساس ، عمل و بسيج نيروها به كار مىبستند ؟
پاسخ اين است ، كه اين دورى و عدم حضور يكباره حاصل نشده است ، بلكه به تدريج رخ داده است . در آغاز به ناتوانان و پيرمردان گفتند :
هامش
( 1 ) - سورهء بقره ، آيهء 143 .