و مكتب امكان دارد .
با اين شيوه زن مىتواند وارد ميدان شود و از جمود خود و در نهايت از چارچوب فرهنگى كه او را محدود كرده و اطمينان او را به خود و ايمان به نيروها و استعدادهايش را از او گرفته ، بيرون بيايد .
و هرگاه انسان شركت و يارى كردن در يك امر مكتبى را در نيّت داشته باشد خداوند - بزرگنام - او را توفيق مىدهد و هدايت مىكند ، چنان كه به اين انسان وعده داده است كه :
( وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا . . . ) « 1 » .
« و كسانى كه در راه ما كوشيدهاند ، به يقين راههاى خود را بر آنان آشكار مىنماييم . . . »
و در اين هنگام زن در برابر خود راههاى گوناگونى را مىيابد و مىتواند هر راهى را كه مىخواهد انتخاب كند و نقش خود را در آن مسير ايفا كند . مىتواند نويسندگى و سخنرانى كند ، در پشتيبانى از انقلابها و شكوفا كردن آنها سهيم باشد . . . و اين چيزى است كه تاريخ گذشته وحال گواه آن است . زن در تاريخ صدر اسلام ، بلكه در تمام تاريخ اسلام نقش اثر گذارى داشته است .
پس چرا زن مسلمانان معاصر با الگوپذيرى از مردان در كارهاى مكتبى مشاركت نمىكند ؛ در حالى كه اين تاريخ درخشان اسلام است كه زن در آن حماسهها ، قهرمانىها و چهرههاى نورانى درخشان خود را به ثبت رسانده است .
هامش
( 1 ) - سورهء عنكبوت ، آيهء 69 .