تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى ) — صفحة 435

مساهمون:

ص٤٣٥

امثال و حكم و مثل‌واره‌ها

ادب مرد دربان كند شهريار * خلاف ادب مرد آرد به دار
بيت 1062 ، ص 160
اگر طفل بازى كند دور نيست * كه طاعت ز اطفال دستور نيست
بيت 376 ، ص 122
بسى زهر خورد او به ياد امير * كه زهرَست دايم به جام اسير
بيت 4438 ، ص 350
بزان ريش دارند و پشمينه ميش * تو از ريش و خرقه مرو بيش پيش
بيت 4461 ، ص 351
بگفتم كه طشتم چنان درفتاد * ز بامى كه نتوان از آن شرح داد
بيت 195 ، ص 112
به استاد كارش ببايد سپُرد * تو ديدى كه از زن كَسى راه برد
بيت 2547 ، ص 245
به سختى مگردان رخ از يار خويش * اگر نازنينى بكش بار خويش
بيت 2238 ، ص 226
به گرد ستيزه مگرد اى جوان * خدا را كه مركب به مسجد مران
بيت 78 ، ص 105