كه « العبد يدبّر » مرتضى گفت ، * درونِ مرتضى بىشك خدا گفت . . .
( دو بيت ) ، 358
سرافرازيت بايد در قيامت * مَلامتكش ، مَلامتكش ، ملامت . . .
( سه بيت ) ، 217
روى در آفتاب بايد كرد ، * همچو ذرّه شتاب بايد كرد . . .
( نه بيت ) ، 116
چونكه كردند آشتى شادى و درد * مطربان را تُرك ما بيدار كرد
( فقط يك بيت ) ، 304
عاشق دو سه روزى به صُوَر مىسازد ؛ * چون نيك نگه كنى به معنى تازد . . .
( دو بيت ) ، 243
چشمم نظرى كرد و نظر باز برآمد ، * دل در سر آن شد . . .
( بيست بيت ) ، 82 و ( چهار بيت ) ، 37
اى خُنُك آن كَس كه از خود رسته شد ، * در وجود زندهاى پيوسته شد . . .
( سه بيت ) ، 102
ناريان مَر ناريان را جاذباند * نوريان مر نوريان را طالبند
( فقط يك بيت ) ، 318
چونكه زاغان خيمه بر بهمن زدند ، * بلبلان پنهان شدند و تن زدند
( فقط يك بيت ) ، 183
زُهدِ ظاهر شخص را لَمتُر كند ، * عشق و الفت جان عشق حُر كند . . .
( چهار بيت ) ، 269
چو يأجوج و مأجوج تا چند ، چند * نشسته به دامان سدّ بلند ؟ . . .
( چهارده بيت ) ، 266
آنكه كف را ديد سِرگويان بود * وانكه دريا ديد او حيران بود
( فقط يك بيت ) ، 295
چونكه مؤمن آينه مؤمن بود ، * روى او ز آلودگى ايمن بود
( فقط يك بيت ) ، 300
عشق از اول چرا خونى بود ؟ * تا گريزد آنكه بيرونى بود
( فقط يك بيت ) ، 299
بسيار سالها به سر خاكِ ما رَوَد * كاين آب چشمه آيد و باد صبا رود
( فقط يك بيت ) ، 362
بر سايهبان حُسن عمل اعتماد نيست ؛ * سعدى مگر به سايهء لطفِ خدا رود
( فقط يك بيت ) ، 268