مقالت سوم از منظومهى زاد المسافرين در بيان طريقت و كيفيت سلوك است . در سلوك به سوى حق ، عنايت ازل حرف اول را مىزند ، اما اين امر به معناى آن نيست كه سالك دست از طلب بدارد ، رنج راه را بر تن خويش هموار نسازد :
بىبودن او ، نخست ، بنگر * اين رفتن تو نشد ميسّر
از كوشش و دانش و عمل نيست * اين جز به عنايت ازل نيست
بااينهمه جهد خويش بنماى * توفيق چو هست كارفرماى
در قسم سعادت و شقاوت * چون بىخبرى از آن ارادت
از كار خود اى گداى مسكين * در تكيهگه اميد منشين
جانى بكن اى پسر كه بىرنج * ممكن نبود گشادن گنج 84
مقاله پنجم در بيان عشق و مراتب آن است :
اى پردهنشين اين گذرگاه * بىعشق بسر نمىشود راه
صد قافله دم به دم روان است * عشق است كه مير كاروان است 85
مقاله ششم به معرفت نفس و اوصاف او اختصاص دارد . مقالهى هفتم دربارهى معرفت دين و تحقيق آن است . مقالهى هشتم به پيرى و مريدى و شروط صحبت ميان ايشان مىپردازد .
منظومهى سىنامه نيز با حمد خداى تعالى و نعت رسول خاتم آغاز مىشود . حسينى هروى خود اين منظومه را بسيار مىستايد :
به يك رشته كشيدم سى گهر را * كه تا پرداختم اين تاج سر را
چنين قصرى كه من بنياد كردم * به سى برج بلند آباد كردم
عروس عشق اگرچه هست دلبر * چنين زيبا نبودش هيچ زيور
نه هرگز هيچ بحر اين گوهر آرد * نه هرگز هيچ كان اين لعل دارد
اگرچه همچو جان پروردمش من * نثار عشق ياران كردمش من 86
اين منظومه شامل سى نامه است . نامهى اول در عاشق شدن به خبر ، نامهى دوم در عاشق شدن بهنظر ، نامهى سوم در صفت حسن