اى كارگشاى هرچه هستند * نام تو كليد هرچه بستند
اى هست كن اساس هستى * كوته ز درت دراز دستى
اى هست نه بر طريق چونى * داناى درونى و برونى
اى امر ترا نفاذ مطلق * از امر تو كائنات مشتق
اى مقصد همتبلندان * مقصود دل نيازمندان
راه تو به نور لايزالى * از شرك و شريك هر دو خالى
در صنع تو كامد از عدد بيش * عاجز شده عقل علتانديش
ترتيب جهان چنانكه بايست * كردى به مثابتى كه شايست
بىكوهكنى ز كاف و نونى * كردى چو سپهر بيستونى
در عالم عالم آفريدن * زين به نتوان قلم كشيدن 78
ميرحسينى هروى نيز مىسرايد :
اى برتر از آن سخن كه گفتند * ز آنها كه پديد يا نهفتند
آنجا كه تويى چو من نيايد * كس محرم اين سخن نيايد
اى از تو گمان خلق بس دور * حلواى تو نيز از مگس دور
اى برتر از آنچه برتر آمد * هم تو ز تو با تو درخور آمد
اى اول تو وراى اول * حيران تو انبياء مرسل
هست اول و آخر استعارت * اى برتر از اينهمه اشارت
گفتند مسبحان افلاك * سبحانك نحن ما عرفناك
احمد كه خلاصهى وجود است * لا احصى گوى در سجود است
قومى كه در اين طوافگاهند * سرگشته دلان لاالهاند
هندو كه هميشه بت پرستد * هر صبح دعات مىفرستد
جز ياد تو نيست بر زبانش * زنّار وفاست بر ميانش
آن كس كه در اين تفكر افتاد * در دايرهى تحيّر افتاد
آنجا كه حريم بىنيازيست * انديشهى ما خيال بازيست 79
مقالت اول از منظومهى زاد المسافرين در تنزيه و تقديس حق تعالى