- سخنى چند از مشايخ ما * به تبرك نوشته در هرجا
تا هزار است اندر اين ز كلام * جمع كردهست حجة الاسلام
- بر جنيد ابلهى گرفت اين دق * كه چه دارى دليل هستى حق ؟
پير دم زد ز عالم ارواح * گفت : اغنى الصباح عن مصباح
- سخن آنكه مرد آگاه است * « ليس فى جبّتى سوى الله » است
- مگر از شبلى آن يكى پرسيد * چون ورا ديد مرد دانش و ديد
كه : من العارف ؟ او به لفظ عرب * گفت : فى الحال هاهنا فذهب
- ديد بابا حسن ز رنج وفات * عاميى اوفتاده در سكرات
گفت بيچاره را نخستينبار * جانسپارىست ، زان شدست افگار
جان برآورد در دمى صد بار * هر كه يك دم شدست محرم يار
- داد زد پس امام غزالى * از غم ضعف دين و بدحالى
گفت هان دين خويش دريابيد * از پى دفع ، زود بشتابيد
پس از بررسى آثار منظوم شيخ ، به آثار منثور او مىرسيم :
رساله حق اليقين فى معرفة ربّ العالمين نوشتهاى است مشتمل بر هشت باب به تعداد درهاى بهشت . اين رساله داراى نثرى بسيار فصيح و روان است و شميم كلام پير هرات خواجه عبد الله انصارى از آن استشمام مىشود . اين هشت باب عبارتند از :
باب اول در ظهور ذاتى حضرت حق و بيان مقام معرفت .
باب دوم در ظهور صفاتى حق تعالى و بيان مقام علم .
باب سوم در مظاهر و مراتب آن و بيان مبدأ .
باب چهارم در وجوب وحدت او تعالى و تقدس .
باب پنجم در ممكن الوجود و كثرت .
باب ششم در تعيّن و حركت و تجدّد تعيّنات .
باب هفتم در حكمت تكليف و جبر و قدر .
باب هشتم در معاد و بيان حشر و حقيقت فنا و بقا .