تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 959

مساهمون:

ص٩٥٩
و تعالى مطلق التّصرف است در عالم . پس نه اشاعت است و نه شركت .
قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ
هذا روح المسألة . يعنى قول حق سبحانه كه مىفرمايد
قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ
الآية . روح مسئله شركت و حقيقت اوست از براى آنكه چيزى متحقّق نمىشود مگر به روحش كه مربّى اوست . و شركتى كه مشركان اثبات مىكنند امرى است وهمى كه در نفس امر نه روح دارد و نه حقيقت . پس شركت ميان اسم اللّه و رحمن امر حقيقى است از براى دلالت هريك بر ذات ، و آن مستفاد نمىشود مگر ازين آيت . پس آيت روح مسألهء شركت باشد ؛ و قول اول كه قول مشركان است چون دعوى كاذبه است و حقيقتى ندارد معفو و مغفور نيست ؛ و اما قول اهل سعادت چون در اعتبار شركت دلالت بر ذات دعوىاى است صادقه لاجرم ايشان مغفوراند
وَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ *
. بيت :
گر خطا گفتيم اصلاحش تو كن * مصلحى تو اى تو سلطان سخن كيميا دارى كه تبديلش كنى * گرچه جوى خون بود نيلش كنى اين‌چنين ميناگرىها كار تست * اين‌چنين اكسيرها ز اسرار تست « 1 »
هامش
( 1 ) - ابيات از دفتر دوم مثنوى معنوى عارف رومى است .