تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 877

مساهمون:

ص٨٧٧
فصّ حكمة جلاليّة فى كلمة يحيويّة هرآينه دانسته‌اى كه از صفات الهيّه و اسماى ربّانيّه آنچه اختصاص به قهر و نعمت دارد مسمّى است به جلال ، و آنچه اختصاص به لطف و رحمت دارد مسمّاست به جمال ؛ و اوّل معطى خشيت و قبض و ورع و تقوى است ، و ثانى معطى انس و رحمت و بسط و رجاء . و چون يحيى عليه السلام به انقباض و خوف و خشيت موصوف بود و به حزن و بكاء و رهبت معروف ، چنان كه از جريان دمع ، اخاديد « 1 » در وجه مباركش پديد آمده بود و رسول عليه السلام خبر داد كه عيسى و يحيى عليهما السلام ملاقات كردند ، يحيى عيسى را گفت : آثار نشاط و ذوق و انبساط در تو مشاهده مىكنم مگر تو از مكر خداى ايمنى ؟ عيسى گفت : من نيز ترا با گريه و غم و حزن و الم مىبينم مگر تو از فضل و رحمت حقّ نوميدى ؟ حق سبحانه و تعالى وحى فرستاد كه حق در طرف آن‌كس است كه حسن ظن او در حق من بيشتر است . و عاقبت امر يحيى به قتل انجاميد و فوران دم او از حدّ گذشت و تا هفتاد هزار كافر از براى قصاصش كشته نشد خون او ساكن نگشت . لاجرم بدين مناسبات
هامش
( 1 ) - در منتهى الأرب گويد : « أخدود : شكاف زمين به درازا ، أخاديد ، جمع » .