تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 629

مساهمون:

ص٦٢٩
و أما أهل الكشف فإنّهم يرون أنّ اللّه تعالى يتجلّى فى كلّ نفس و لا يتكرّر التّجلّىّ . و يرون أيضا شهودا أنّ كلّ تجلّ يعطى خلقا جديدا و يذهب بخلق ، فذهابه هو الفناء ( هو عين الفناء - خ ) عند التّجلّى و البقاء لما يعطيه التّجلّىّ الآخر فأفهم . اما ارباب عرفان و اهل كشف و عيان معاينه مىبينند كه حق سبحانه و تعالى تجلّى مىكند در هر نفس ، و تجلّى او متكرّر نمىشود زيرا كه آنچه موجب فنا است غير آنست كه كه موجب بقا است و در هرآنى فنا و بقا حاصل مىگردد ؛ لاجرم تجلّى غير متكرّر باشد . و به مشاهده و عيان دانند نه به مجرّد حكم نص و اذعان كه هر تجلّى اعطاى خلقى جديد مىكند و اذهاب خلقى مىنمايد پس در هر زمانى فنا و بقا به تجلّى اوست . و از آن روى كه خلق جديد هم از جنس خلق است محجوبان را اطلاع بر خلق جديد حاصل نمىشود ، و مىپندارند كه همان خلق اوّلست كه سالها باقى است ، اگرچه عارفان در نظر اوّل اين معنى را ادراك مىكنند بىهيچ تكلّفى . و تمثيل اين به نور چراغى توان كرد كه هر نفسى آن چراغ را وجودى ديگر متجدّد شود « 1 » ، و كسى كه عقل او قاصر است چون نور چراغ را بر يك نسق مشتعل بيند پندارد كه شعلهء او از ابتداء تا انتهاء يك شعله است بعينه ، و عقلاء يقين دانند كه هر لحظه او را صورتى ديگر متجدد مىشود . بيت :
هم امر محقّقى و هم صرف خيال * جوينده‌اى آنچه نزد عقل است محال هر لحظه شود وجود و حال تو جديد * با آنكه همانى ابدا در همه حال
* * *
هامش
( 1 ) - به كتاب ما « گشتى در حركت » رجوع شود .