تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
سايهء نور پاش مىبينم * نه كه خود نور فاش مىبينم گر بگويم كه جمله اوست رواست * زانكه در جمله جاش مىبينم همه را گاه يار مىخوانم * گاهگاهى جداش مىبينم
قال الخرّاز رحمه اللّه « 1 » و هو وجه من وجوه الحقّ و لسان من ألسنته ينطق عن نفسه بأنّ اللّه لا يعرف إلّا بجمعه بين الأضداد فى الحكم عليه بها ، فهو الأوّل و الآخر و الظّاهر و الباطن ، فهو عين ما ظهر ، و هو عين ما بطن فى حال ظهوره . و ما ثمّ من يراه غيره ، و ما ثمّ من يبطن عنه ، فهو ظاهر لنفسه باطن عنه و هو المسمّى أبا سعيد الخرّاز و غير ذلك من أسماء المحدثات . يعنى شيخ ابو سعيد خراز قدس اللّه سره كه وجهى است از وجوه حق و لسانى از السنهء او مىگويد كه اللّه تعالى شناخته نمىشود مگر به جمع ميان اضداد در حكم بر وى بدان اضداد ، پس او اول است هم از آن جهت كه آخر است ، و آخر است هم از آن جهت كه اول است ، و او مختص است به حكم بر وى به اضداد از جهت واحده ؛ و بر غير او اگرچه بر اضداد حكم كرده شود لكن از جهات مختلفه حكم كرده‌اند چه عقل اثبات نمىكند امور متضاده را بر يك چيز مگر به جهات مختلفه ، پس جمع ميان اضداد از جهت واحده خارج است از طور عقل :
اين نكته به گفتار مبيّن نشود * با حجّت منطقى مبرهن نشود تا هرچه يقين است نگردد مشكل * اين نكته كه مشكل است روشن نشود
پس عين هرچه ظاهر است اوست درحالىكه باطن است ؛ و عين هرچه باطن است اوست درحالىكه ظاهر است ؛ و ظهور او عين بطون اوست ؛ و بطون
هامش
( 1 ) - در طبقات كبراى شعرانى آمده است كه « ابو سعيد احمد بن عيسى الخرّاز - رضى اللّه عنه و رحمه - هو من اهل بغداد ، و صحب ذا النون المصري و سريا السقطى و بشر الحافي و غيرهم . و هو من ائمة القوم و أجلّة المشايخ . قيل : إن اول من تكلم في علم الفناء و البقاء ابو سعيد الخرّاز . مات رضى اللّه عنه سنة تسع و سبعين و مأتين . . . » ( ط مصر - ج 1 - ص 121 ) .