فص حكمة سبوحية فى كلمة نوحية چون مرتبهء الهيّت و مبدئيّت ، مرتبه عالم ارواح است كه عقول مجردهاند و شأن ايشان تنزيه حق است از نقايص امكانيّه ، از براى آنكه همه كمالات ايشان بالفعل موجود است و نقصان در ايشان از حيثيت احتياج و امكان است به حسب وجودات مقيده ؛ و تنزيهكننده تنزيه نمىكند حق را مگر از نقصى كه در خويش مىيابد ، شيخ قدّس سرّه ارداف كرد حكمت سبوحيّه را به حكمت نفثيّه .
و چون تنزيه حق تقدست ذاته بر نوح عليه السلام غالب بود چه او اول مرسلين است ، و از شان رسول آنكه دعوت امّت بحقى كند كه واجب الوجود باشد و منزّه از نقايص امكانيّه و از روى غيرت نفى الهيّت كند از هرچه اسم غيريّت برو واقع است ؛ اگرچه داند كه آن غير نيز مجلائى از مجالى الهيّه است ، و بر قوم او غالب عبادت اصنام بود و او را به تنزيه ( و او را تنزيه - خ ) از آن اهتمام تمام ، لاجرم فص حكمت سبوحيّه را مقارن كلمهء نوحيّه ساخت به جهت مناسبت در ميان اين دو .
سبّوح به معنى مسبّح است چون قدّوس و مقدس .
اعلم أنّ التنزيه عند أهل الحقائق فى الجناب الإلهى عين التّحديد و التقييد . فالمنزّه إمّا جاهل و إمّا صاحب سوء أدب .
يعنى تنزيه نزد اهل حقايق در جناب الهى عين تحديد و تقييد است . پس منزّه
شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 243
مساهمون: حسين بن حسن خوارزمي
ص٢٤٣