تعيّن اول اجمالى بود و مرتبه او مشتمل بر جميع مراتب عالم ، و حضرت سبحانى خواست كه تبيين و تفصيل كند آن اجمال را به حسب « نفس رحمانى » كه عبارت است از انبساط وجود بر اعيان ثابته از حضرت وهّاب و جواد كه بر اين دو متفرع است مبدى و خالق ؛ و مبدئيّت و موجديّت بعد از مرتبهء الهيّت است .
و اين مرتبه حاصل نمىشود مگر به نفث نفس رحمانى در وجود اعيانى تا ظاهر باشد چنان كه باطن بود . لاجرم شيخ حكمت نفثيّه را بعد از حكمت الهيّه آورد و آن را تخصيص كرد به كلمهء شيثيّه كه بعد از تعيّن اولى و مظهر تجلّى وجودى است ، پس اسم او مطابق مسمّاش آمد . و چون تعيّن او به حسب فيض وجودى و منحت وهبى است شيخ - قدس اللّه سرّه - شروع كرد در تحقيق عطايا و بيان اقسام آن و فرمود :
اعلم أنّ العطايا و المنح الظّاهرة فى الكون على أيدى العباد و على غير أيديهم على قسمين : منها ما تكون عطايا ذاتية و عطايا أسمائيّة و تتميّز عند أهل الأذواق .
يعنى عطايا و منح ظاهره در كون و حاصله در وجود خارجى بر دست عباد يعنى به واسطهء ايشان ، چون علم حاصل متعلم و مريد را از معلم و شيخ ، و چون عرفان حاصل مر كاملان را از انبيا و ارواح ايشان ، و بر غير دست عباد چون علم حاصل متعلم و مريد را از باطن ايشان بىتعليم معلّم و ارشاد شيخ ، منقسم مىشود بر دو قسم كه آن « عطاياى ذاتيّه » ، است و « عطاياى اسمائيّه » .
و مراد از عطاياى ذاتيّه آن است كه مبدأ او ذات باشد بىآنكه اعتبار كرده شود با او صفتى از صفات . اگرچه حصول آن عطايا از ذات بىواسطهء اسما و صفات
هامش
-
و السلام : فقال آدم : يا رب فاجعل وصيى خير الاوصياء فأوحى اللّه عز و جلّ يا آدم اوص الى شيث فاوصى الى شيث و اوصى شيث الى ابنه شبان و هو ابن نزلة الحوراء التى انزلها اللّه عز و جلّ الى آدم من الجنة فزوجها شيث
. الحديث .
اين حديث ناطق است كه قول بر اينكه حضرت آدم دختر بطنى را با پسر بطنى ديگر و بالعكس تزويج مىكرد باطل است و همين حق است .