مؤدّى بر لوح حافظه تحرير و تصوير مىكرد .
در ره عشقش نفسى مىزدم * بر سر كويش جرسى مىزدم
و چون هركس از نقد وقت خويش عيارى نموده و از مسلك سالكان مواطن كمالش نشانى داده ، هرآينه منشى بنان صورت تفاصيل اين قضيّه بدين عبارات شكسته بسته در سلك بيان كشيد « 1 » .
شعبدهء تازه برانگيخته * هيكلى از قالب نو ريخته « 2 »
* *
و مسك حديثي في هواها لأهله * يضوع و في سمع الخليّين ضايع
القصّه ، به وسيلهء اين نوباوهء حديقهء حقايق كه دوحهء ادراكش دستزدهء « 3 » كس نگشته و با وجود وضع آن بر محسّنات خطابى و حمل آن بر مقبولات شعرى و مثالى ، التزام تضمّن آن مر حقايق حكمى و مطابقهء آن به معارف يقينى برهانى به نوعى رفته كه افكار ابناى جنس « 4 » قياس آن است كه تا غايت از انتاج اين مقوله نتايج عقيم بوده ، خود را متعرّض التفات طلّاب كمال گردانيد « 5 » [ 443 الف ]
عاريت كس نپذيرفتهام * آنچه دلم گفت بگو گفتهام
خوان تو را اين دو نواله سخن * دست نديدهست به او دست كن
گر نمكش هست بخور نوش باد * ورنه ز ياد تو فراموش باد
آغاز مناظرهء اصحاب شيخ عقل با اعوان سلطان عشق « 6 »
سحرى كه بر مقتضاى فرمودهء
« وَ جَعَلْنَا اللَّيْلَ لِباساً »
به اشارت پردهداران بارگاه طبيعت ، فرّاش چابكدست رطوبت حجب غواشى عصبانى بر مداخل و مخارج
هامش
( 1 ) .D: + شعر ؛F , GوJ: + بيت
( 2 ) .B: برانگيختم . . . ريختم ؛F: + بيت ؛GوJ: + شعر
( 3 ) .E: دست زد
( 4 ) .IوJ: + را
( 5 ) .D: + شعر ؛FوJ: + بيت ؛G: + ابيات
( 6 ) .Bعلاوه بر اين عنوان ، در حاشيه عنوان ديگرى هم ضبط كرده است : آغاز مناظره و مقابلهء اصحاب قدسى شعار شيخ عقل با اعوان سلطنت آثار سلطان عشق