[ مقدمه مؤلف ]
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم « 1 » و به نستعين الحمد للّه الّذى رتّب نظام بريّة العالم بخلافة آدم و كمّلها بحضرة الخاتم محمد عليه و على آله من الصّلوات أفضلها و من التّحيّات أتمها و أكملها .
دوش هنگام آنكه مبشّر
فالِقُ الْإِصْباحِ
آوازهء
فَقُطِعَ دابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُوا
» در آفاق انداخت - يعنى صروف ادوار زمانى به دست تباشير اشعّهء نورانى ، ماهچهء درفشان درفش كاويانى صبح « 2 » برافراخت « 3 » و سراپردهء ضحّاك ظلمت « 4 » از فلك رفعت به خاك فلاكت انداخت - كوكبهء مواكب سياوش شب از صدمهء تيغ خسرو سيّارگان پشت كرد و روى زمين ، مستقرّ سرير سلطنت فريدون گردون گشت . « 5 » .
چو شاهنشاه صبح آمد بر اورنگ * سپاه روم زد بر لشكر زنگ
بر آمد يوسفى نارنج در دست * ترنج مه زليخاوار بشكست
در وقتى كه سلطان طبيعت از پيغولهء غلواى برودت ، سراپردهء ايالت بر صحن صحراى اعتدال زد و باد سبكپاى قدم در فرّاشى نهاده به دست « 6 » ابر چابكدست ، بساط منوّر خضرا بر بسيط مكدّر غبرا گسترانيدن گرفت و در و ديوار روزگار را بر فحواى «
وَ طَلْحٍ مَنْضُودٍ وَ ظِلٍّ مَمْدُودٍ وَ ماءٍ مَسْكُوبٍ
تزيين داده به ضمايم
« وَ نَمارِقُ مَصْفُوفَةٌ وَ زَرابِيُّ مَبْثُوثَةٌ »
آذين بست « 7 » [ 442 الف ]
تبارك اللّه ازين جنبش نسيم صبا * كه لطف صنعت او از كجاست تا به كجا
هامش
( 1 ) .D،EوIندارد ؛G: ربّ يسرّ و تمّم بالخير
( 2 ) .C , D , F , G , IوJ: + را
( 3 ) .F: برافروخت
( 4 ) .G: + را ؛Dدر حاشيه : ظ را
( 5 ) .G: + ابيات ؛J: + بيت
( 6 ) .C , D , E , F , G , IوJ: دستيارى
( 7 ) .D , EوI: + شعر ؛FوJ: + بيت