به سوى ديده و دل تحفهها فرستادند * مجاهزان طبيعت به دست نشو و نما
باران نيسان به مشّاطگى عروسان بستان درآمد و بنات نبات كه كلّهنشينان حجرهء نوبهار و تتقطرازان حجلهء شاخسارند ، از پردهء كمون و حجاب امكان بر منصّهء ظهور و مجالى عيان جلوه دادن گرفت ، روى دلجوى دوشيزگان غنچه را گونه مىداد و زلف پريشان بنفشه « 1 » شانه مىزد « 2 » ،
صبا جعد سمن را شانه كرده * شقايق سنگ را بتخانه كرده
عروسان رياحين دست بر روى * شگرفان شكوفه شانه در موى
مشعله داران چمن شمع لاله و چراغ خيرى افروخته ، مطربان طيور و لخلخه سوزان بخور عود قمارىّ با عود قمارى ساخته و سوخته « 3 »
بلبل زده بانگ و ناله چون بىخبران * در وجد گل و صبح به هم جامهدران « 4 »
* *
الدّهر بين ممسّك و معنبر * و الماء بين مصندل و مكفّر
صنوبر و شمشاد از سر ناز با سرو ناز در تبختر و اهتزاز ، و گل عيّاش با نرگس جمّاش در شيوهء تهتّك به شكل اوباش « 5 »
و حدائق « 6 » فيها شقائق غضّة * كعقائق « 7 » نظمت به عقد و شاح
يرنو إليك عيونها فكأنّما * تومي إليك تناول الأقداح « 8 »
چنين فصلى بدين عاشقنوازى * خطا باشد خطا بىعشقبازى [ 442 ب ]
هرآينه قوّت متخيّله كه چهرهگشاى عروسان حجلهء معانى است - از آنجا كه كمال نقشبندى و غايت صورت نگارى اوست - قضيّهء مناظره و مقابلهء اصحاب شيخ قدسى شعار عقل با اعوان سلطنت آثار قهرمان عشق و ظهور سلطان او به مقدّمات حقايق
هامش
( 1 ) .B , IوJ: + را
( 2 ) .F , GوJ: + بيت
( 3 ) .DوI: + شعر ؛GوJ: + بيت
( 4 ) .F: + بيت ؛GوJ: + شعر
( 5 ) .D , GوJ: + شعر ؛F: + بيت
( 6 ) . در اصل : حدائق ؛ با توجه به ممنوع الصرف بودن تصحيح شد .
( 7 ) . در اصل كعائق ؛ با توجه به ممنوع الصرف بودن تصحيح شد .
( 8 ) .D: + شعر ؛F: + بيت